تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

بازهم سلام!

قبل از هر چیز دیگه باید بگم که همایش تجلیل از برگزیدگان تالاسمی استان مازندران در تاریخ  17/2/85 (یکشنبه) ساعت 4 بعد از ظهر – در سالن کنفرانس دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر برگزار می شود.

بار دیگر همه شما عزیزان تالاسمی و علاقه مندان رو  دعوت میکنیم  تا با شرکت در این همایش سرافرازمون کنید.

امیدواریم که حداقل در این همایش کمی از مشکلات شغلی بروبچه های تالاسمی به گوش مسئولین برسه.

البته به گوششون که رسیده ما امیدواریم که از مرحله ی حرف خارج بشیم و به لطف بزرگان استان به مرحله ی عمل برسیم.(ان شاالله)

و یک مطلب در مورد انواع تالاسمی که فکر کنم به درد بخوره :

تالاسمی ها به دو دسته ی اصلی تقسیم میشوند : 1- تالاسمی آلفا      2- تالاسمی بتا

تالاسمی بتا که خود من و  اکثر دوستهای تالاسمی ما با اون درگیرند خودش به چند بخش تقسیم میشه :

1- بتا تالاسمی هموزیگوت (بتا تالاسمی ماژور- آنمی کولی ) : که در صورت تاخیر درمان با خون و دسفرال منجر به ظهور تظاهرات بالینی از جمله تغییر چهره میشود , این افراد بجای داشتن هموگلوبین طبیعی A در خون خود دارای هموگلوبین جنینی F (غیر طبیعی) میباشند.

2- بتا تالاسمی هتروزیگوت ( تالاسمی مینور – صفت کولی ) : که این افراد ناقل ژن تالاسمی هستند و خودشان مشکلی نداشته  ولی قادرند این صفت را به فرزندان خود منتقل کنند , در خون مینورهای بتا هموگلوبین A2 از حد طبیعی کمی بالاتر است و در برخی مواقع هموگلوبین F دیده میشود.

3- گاما بتا تالاسمی : این افراد به تالاسمیکهای اینترمدیا مشهورند که ممکن است در تمام مدت زندگی خود نیازی به درمان با خون نداشته باشند .

تالاسمی های آلفا  به 4 دسته اصلی تقسیم میشوند :

1- هیدروپس فتالیس : که جنین قبل از تولد از بین میرود.

2- بیماری هموگلوبین H  که تا حدودی به تالاسمی اینترمدیا شبیه است.

3- تالاسمی مینور آلفا .

4- ناقل بی علامت آلفا تالاسمی.

ویک مطلب دیگه اینکه در حدود 2 سا له  که دیگه از ازدواج زوجهای تالاسمی مینور جلوگیری نمیشه و این افراد ممنوعیت قانونی ندارند  , دلیلش هم اینه که با پیشرفت علم که شکر خدا ثانیه ای رشد میکنه , روشهایی برای تشخیص نوع جهش تالاسمی  زوجین و سرانجام آزمایش بر روی جنین انجام  میشود که نهایتا  با تشخیص پیش از تولد مانع تولد تالاسمی جدید شده و زوجین می توانند به یاری این آزمایشات صاحب فرزند سالم شوند.

البته کل این مبحث رو چند وقت پیش توی وبلاگ نوشتم در صورت لزوم مراجعه کنید ( آزمایشگاه تشخیص ژنتیک امیرکلا)

واقعا دست همه ی اونهایی که زحمت میکشن درد نکنه  یادم میاد که تا چند سال پیش داشتن قرص دسفرال برای  همه ما یه رویای دست نیافتنی بود اما امروز ما قرص L1  رو داریم به علاوه ی  اینکه هر روز خبر جدیدی از فعالیتهای خستگی ناپذیر دانشمندان علم پزشکی و داروسازی در خصوص ساخت داروی جدیدتر.

و آخرین حرف اینکه چیزی به روز جهانی تالاسمی (18 اردیبهشت ) نمونده , از همه شما بروبچ همیشه سرحال تالاسمی میخواهیم که یه فکری برای ارج نهادن به این روز بکنید.

منتظریم.

 

بمانعلی

قسمت سوم

بیشتر شالیزارهایش را فروخته بود تا بچه های زن اولش و بچه اول طلعت بانو را زنده نگه دارد . اما نشد . دیگر فکر عوض کردن زن نبود . اشکال از خودش بود . دومین بچه طلعت بانو را آورد تهران . باز هم دکتر گفت:" باید خون بزند .هر ماه بچه ات کم خونی ارثی دارد . تالاسمی! نباید وقفه ای در درمان بوجود آید و گرنه او می میرد !"

نازگل آقا تصمیمش را گرفته بود "این بچه باید زنده بماند"

تنها بجار و کومه باقی مانده اش را فروخت . و در "آستانه" خانه خرید . دست طلعت بانو و بمانعلی را گرفت و آن جا برد تا راحتتذ بتواند برای تزریق خون مرتب به رشت رفت و أمد کند خودش هم می توانست در مولقعی که کار نیست پیش آنها بماند . همه روستاهای اطراف کارگری کرده بود . شبهای که بعد از چند هفته کار بجار دستمزدش را به طلعت بانو می داد . سفارش میکرد . :"درمان بمانعلی عقب نیفتد"

نمی خواست این بچه اش هم بمیرد . دیگر توان ادامه زندگی بدون امید نداشت. اما از وحشت از دست دادن بمانعلی و تنهایی طلعت بانو باز حامله شد . دکتر گفت:"این بچه ات کم خونی ضعیف داره.مریض نیست . مثل خودت و خانمته . برای ازدواجش برای شوهر سالم پیدا کنی و گرنه بچه شان تالاسمی می گیرد!"

اشک چشمهای نازگل آقا را پذ کرده بود . صورت طلعت بانو را مبهم میدید اما فهمید دوستش دارد .برایش دختر و پسر فرقی نمیکرد . دیگر وحشت نداشت حالا هم معصومه را داشت و هم بمانعلی را.

بمانعلی با خود فکر میکرد اگر آن سال تزریق خونش را به خاطر این بچه تازه عقب نینداخته بودند الان چهره اش اینطوری نمی شد اما فکر کرد بی خودی دلواپس آن سال است . چون طلعت بانو حاضر بود بچه به بغل کارهای درمانی پسرش را انجام بدهد . این خود بمانعلی بود که حاضر نشد . به همین دلیل هم خودش تنهائی دنبال کارهای درمانی اش می رفت . اشکال از خودش بود که آن سالها رسیدگی نکرد . طلعت بانو باید به معصوم می رسید . نازگل آقا هم دنبال یک لقمه نان بود .

دیگر هفته ای هفت شب پدرش خانه بود . کارش سخت شده بود . بعضی روزها بمانعلی را هم با خودش می برد . البته بعد از تزریق خون. با خود فکر کرد. شاید اگر معصومه نبود می توانست با طلعت بانو بهتر به کارهای درمانی اش برسد . با اینهمه معصومه را دوست داشت . جرات زندگیش را معصومه به او داده بود . شاید برای همین هم اینقدر دوستش داشت . اگر می توانست برای کار دائم جایی استخدام شود .هر شب خانه می آمد تا معسومه را ببیند . می توانست با کار روزانه اش شبها درس بخواند . تا سوم راهنمائی را که خوانده بود . درسش خوب بود می توانست دیپلم بگیرد . اگر پول داشت هم می توانست خودش درسش را تمام کند و هم معصومه را به دانشگاه بفرستد . دیگر طلعت بانو هم مجبور نبود برای کار نشا و بج بینی به شالیزارهای دور برود و معصومه را تنها بگذارد . برای یک دختر دوازده ساله خطرناک است تنها خانه باشد . اگر کار ثابت داشت می توانست خانه شان را به رشت منتقل کند . کارهای درمانی اش راحتتر میشد . دیگر مجبور نبود برای تزریق حون دو روز وقت بگذارد . با آمدن این فیلتر جدید یک روزه هم می توانست خون بزند ...

ادامه دارد..

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 22:15  توسط بهاره  | 

خدايا !

اينجا خانه ي گذر لحظه هاست

كه يا لايق ماندگاريند يا سر شار فراموشي

و من هنوزم شب و روز فرمانبردار عشق و احساس است

و فارغم از آنچه فلسفه ي حيات است

پس اينك چون آشفته حالان جز تو پناهم نيست

خواهي مرا درياب تا با تو برترين باشم ورنه

نميخواهم بي تو همين باشم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 23:12  توسط بهاره  | 

·        موسسه جوانان تالاسمی در نظر دارد در راستای اهداف عالیه خود در خصوص رشد , اعتلا وبالندگی استعدادهای جوانان تالاسمی و تلاش برای تشویق , تقویت روحیه و بالابردن اعتماد به نفس و الگوسازی در جامعه تالاسمی با مشارکت سازمانها ونهادها , زیر نظر شورای سیاستگزاری ستاد تجلیل از برگزیدگان تالاسمی استان در سالروز جهانی تالاسمی  , بعنوان برگزیدگان تالاسمی استان انتخاب و معرفی نماید.

 

·       گرایش های مورد انتخاب برگزیدگان :

- المپیادهای علمی , موفقیت های تحصیلی و مهارت های فنی

- ادبی (تالیف ,ترجمه , شعر )

- هنری ( موسیقی , صنایع دستی , هنرهای نمایشی , هنرهای تجسمی )

- فرهنگی و اجتماعی و علوم قرآنی

- ورزشی

 

·       شرا یط انتخاب شوندگان :

1- نفرات اول تا سوم مسابقات علمی و المپیادها .

2- نفرات اول تا سوم دانشکده در مقطع کارشناسی و کاردانی

3- افرادیکه دانشجو و یا فارغ التحصیل در مقطع دکتری و کارشناسی ارشد باشند.

4- افرادیکه مقالات علمی و پژوهشی در سمینارها و همایش های معتبر ارائه داشتند.

5- افرادیکه دارای مقام های اول تا سوم کشوری و استانی در گرایش های مذکور باشند.

6- افرادیکه دارای مدارک معتبر کشوری و استانی در گرایش های مذکور باشند.

7- افرادیکه دارای تقدیر نامه از مقامات بلندپایه کشوری دریافت نموده اند ( مقام معظم رهبری , رئیس جمهور و وزرا )

8- افرادیکه در شرایط مندرج نمی گنجند ولی دارای مدارک و آثار معتبر در گرایش های مذکور هستند.

9- افرادیکه در زمینه های فرهنگی و اجتماعی در سطح کشور و استان فعالیت داشته باشند. (همراه با سابقه فعالیت )

 

·       تذکرات :

- کلیه افرادیکه  شرایط انتخاب شوندگان را دارا می باشند باید اصل مدرک , اثر و حداقل کپی آن را ارسال دارند.

- از مجموع آثار و مدارک رسیده به دبیر خانه ستاد برگزاری تالاسمی استان , افرادیکه مدارک و آثار بیشتری در یک گرایش و یا گرایش های مختلف داشته باشند از الویت و امتیاز بیشتری برخوردار می باشند.

- افرادیکه در شرایط سوم قرار دارند در صورت دارا بودن معدل الف , آن را ارسال دارند.

 

مهلت ارسال مدارک و آثار تا 25/1/85 می باشد .

زمان برگزاری همایش : 16/2/85

مکان برگزاری همایش : دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان قائمشهر.

 

آدرس دفتر موسسه : قائمشهر- خیابان امام (بابل)- بعد از آتش نشانی- ساختمان صنم – واحد 101

صندوق پستی : 561-47615   تلفکس : 2255699-0123

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 23:13  توسط بهاره  | 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

سلام ! سلامی به پاکی هوای بهاری و لطافت پرواز پروانه ها !

یک بهار دیگه اومد! یک سال نو ! و آینده ای پر امید در پیش روی ما!

سال نو رو به همه ی شما دوستان عزیزم و خوانندگان خوب این وبلاگ تبریک میگم .

امیدوارم که همیشه لبتان خندان و دلهاتان بهاری باشد.

از خبرهای جدید باید بگم که موسسه جوانان تالاسمی در صدد است که در نیمه دوم اردیبهشت 85 همایش تجلیل از برگزیدگان تالاسمی استان مازندران را برگذار نماید مکان و زمان دقیقش رو در آینده ی نه چندان دور اعلام میکنیم.

از همه شما دوستان عزیز هم دعوت میشود که مهمان افتخاری ما باشید.

اهداف این همایش :

1- شناسایی افراد تالاسمی موفق و نخبه و معرفی آنها به سایر بیماران تالاسمی و افراد جامعه و نهایتا اثبات توانایی های این عزیزان به مسئولین.

2- تقدیر و تشویق این عزیزان برای رسیدن به مراتب عالیتر .

3- گردهم آمدن و آشنایی هر چه بیشتر بیماران تالاسمی استان مازندران وایجاد حس همبستگی در میان آنها.

4- برخورد سایر افراد جامعه ائم از دانشجویان علوم پزشکی و غیر پزشکی با بیماران تالاسمی و گسترش فرهنگ برخورد با بیماران خاص توسط این عزیزان که قشر تحصیل کرده جامعه میباشند.

5- بررسی مشکلات شغلی و اجتماعی بیماران تالاسمی.

امیدواریم با یاری خداوند متعال و همکاری شما همنوع دوستان بتوانیم گامی کوچک در جهت کمک به بیماران تالاسمی برداریم.

این شعر رو که از فریدون مشیریه  تقدیم می کنم  به فاطمه ی عزیزم  , امیدوارم تبریک منو به خاطر فرارسیدن بهار و همچنین تسلیت و تاسف منو به خاطر فوت پدر بزرگ عزیز و دوست داشتنیت بپذیری و منو در غم خودت شریک بدونی :

در کجای این فضای تنگ بی آواز  

من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟

شهر را گویی نفس در سینه پنهان است.

شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمی جنبد.

آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی ست.

روی این مرداب , یک جنبنده پیدا نیست!

آفتاب از اینهمه دلمردگی ها روی گردان است.

بال پروازمان بسته ست.

هر صدایی را زبان بسته ست.

زندگی سر در گریبان است.

ای قناری های شیرین کار ,

آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار ,

ای خروشان موج های  مست!

آفتاب قصه هاتان گرم!

چشمه آوازتان تا جاودان جوشان!

شعر من می میرد و هنگام مرگش نیست

زیستن را در چنین آلودگی ها  زاد و برگش نیست

در کجای این ملال آباد

من سرود را کنم فریاد؟

در کجای این فضای تنگ بی آواز

من کبوترهای شعرم را دهم پرواز ؟...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 23:1  توسط بهاره  |