تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

 باز هم سلام!

دیشب توی فکر یکی از دوستان تالاسمی ام بودم به اسم مائده خانم که حدودا یک ماهی میشه که توی بخش پیوند مغز استخوان بیمارستان شریعتی تهران بستریه و آخرین خبری که ازش دارم اینه که پیوند شده و الان داره دوره مراقبت رو طی میکنه. تصميم گرفتم راجع به پيوند مغز استخوان مطلب بنويسم:

پيوند مغز استخوان تنها درمان قطعي بيماري تالاسميه. يعني بيمارايي كه پيوند مغز استخوان رو دريافت ميكنن براي هميشه از تزريق خون و دسفرال فارغ ميشن و بدنشون مثل يه آدمه سالم شروع ميكنه به خونسازي.

 مغز استخوان و سلول مادر چيست ؟

مغز استخوان ماده اي نرم و اسفنجي شکل است که داخل استخوانها يافت می شود . اين ماده حاوی سلولهای نابالغی است که سلولهای مادر( Stem cell ) ناميده می شود و وظيقه آنها توليد سلولهای خونی است . 3نوع سلول خونی وجود دارد :

* سلولهای سفيد خون ( گلبولهای سفيد )

* سلولهای قرمز خون ( گلبولهای قرمز خون ) که اکسيژن را به بافتها حمل کرده و فراورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند .

و پلاکتها که خون را منعقد می سازند .

اکثر سلولهای مادر در مغز استخوان يافت می شوند اما برخی از آنها بنام سلولهای مادر خون محيطی ( peripheral blood stem cell =PBSCS  ) در جريان خون وجود دارند . همچنين خون طناب نافی نيز حاوی سلولهای مادر می باشد . با تقسيم سلولی آنها  ، تعداد بيشتری سلول توليد می شود و همچنین اين سلولها بعد از بالغ شدن به سلولهای سفيد خون ، سلولهای قرمز خون و پلاکتها تبديل می شوند  .

منظور از پيوند مغز استخوان و پيوند سلولهای مادر خون محيطی چيست ؟

هدف از پيوند مغز استخوان ( Bone marrow transplantation )  و پيوند سلولهای مادر خون محيطی

 ( PBSCT =Peripheral blood stem  cell transplantation ) ، ذخيره سازی مجدد سلولهای مادری است که با مقادير بالای داروهای شيمی درمانی و يا پرتو درمانی از بين رفته اند . 3 نوع پيوند وجود دارد :

* د ر پيوند autologous : بيماران سلولهای مادر خود را دريافت می کنند .

* در پيوند Syngeneic : بيماران سلولهای مادر را از عضو ديگر دو قلوی مشابه خود دريافت می کنند .

* در پيوند allogeneic : بيماران سلولهای مادر را از فردی غير از خود يا دو قلوی مشابه خود دريافت می کنند . اين فرد می تواند از بستگان بيمار باشد مثل برادر ، خواهر ، و يا هر يک از والدين و يا فردیکه هيچگونه نسبتی با بيمار ندارد .

چگونه مغز استخوان براي عمل پيوند تهيه ميشود؟ 

در انجام عمل پيوند كه معمولا از خواهر يا برادر سالم فرد بيمار گرفته ميشود ابتدا فرد دهنده را بيهوش كرده تا دردي در هنگام برداشتن مغز استخوان حس نكند و

معمولا چندين برش کوچک ( که نيازی به بخيه ندارند ) روی  پوست استخوان لگن و در موارد نادر جناغ ايجاد می کنند . سپس يک سوزن بزرگ را از طريق برشها وارد مغز استخوان کرده و بوسيله آن مغز استخوان را بيرون می کشند اين عمليات حدودا يک ساعت بطول می انجامد .

در مرحله بعدی خون و قطعات استخوانی از مغز استخوان ، جدا می شود . محصول نهايی را همراه با يک ماده نگهدارنده درمحلول نيتروژن مايع قرار می دهند تا منجمد شده و سلولهای مادر زنده بمانند تا هر زمان که نياز بود از آنها استفاده شود .

اين فناوری Cryopreservation ناميده می شود که بوسيله آن می توان سلولهای مادر را تا سالها نگهداری کرد .

آيا با برداشتن مغز استخوان خطری متوجه فرد دهنده خواهد بود ؟

از آنجائيکه تنها مقدار کمی از مغز استخوان برداشته می شود معمولا هيچ خطر جدی برای فرد دهنده وجود ندارد ، مهمترين خطر برای فرد دهنده استفاده از بيهوشی در طی عمل می باشد ، در طی چند هفته بدن فرد دهنده مغز استخوان برداشته شده را جايگزين می کند . ناحيه ای که مغز استخوان از آن برداشته شده است ممکن است برای چند روز زخم شده همچنين ممکن است فرد احساس خستگی کند  . زمان بهبودی در افراد مختلف ، متفاوت است ، برخی افراد در طی 2 تا 3 روز بحالت عادی باز می گردند و در بعضی ديگر اين زمان به 3 تا 4 هفته می رسد 

چگونه فرد گيرنده مغز استخوان را در طی پيوند دريافت می کند ؟

بعد از شروع درمان با دوزهای بالای داروهای ضد سرطان و يا پرتو درمانی ، بيمار مغز استخوان  را از طريق یک کاتتر وريدی ( لوله ای انعطاف پذير که در داخل يک وريد بزرگ در گردن يا سينه قرار می گيرد ) در يافت می کند . اين مرحله از پيوند را  " فرايند رهايش و نجات بخشی " می نامند ( rescue process)  

 بدين ترتيب بيمار مغز استخوان خواهر يا برادر خود را همانند تزريق خون از راه رگ دريافت ميكند. سلولهاي بنيادي مغز استخوان دريافت شده مهاجر ميباشند و در خون حركت نموده و توسط مكانهاي خاصي از استخوانهاي اسفنجي بدن جذب ميشوند. و وارد مغز استخوان بدن بيمار ميشوند.

بعد از اينکه مغز استخوان يا سلول مادر پيوند زده شد چه اتفاقی می افتد ؟

بعد از ورود به جريان خون ، سلولهای پيوند زده شده به مغز استخوان می روند يعنی جائيکه به توليد سلولهای سفيد خون ، سلولهای قرمز خون و پلاکتهای جديد می پردازند . اين مرحله engraftment ناميده می شود . engraftment  در طی 2 تا 4 هفته بوقوع می پيوندد و بوسيله شمارشهای خونی مکرر ، پايش ( monitor ) می شود . بهبودی و رهايی کامل از واکنشهای ايمنی مدت زمان بيشتری طول می کشد اين زمان برای پيوند اتولوگ چندين ماه و برای پيوند آلوژنيک و سينژنئيک 1 تا 2 سال بطول می انجامد .

پزشکان مرتبا نتايج حاصل از آزمايشهای خونی را ارزيابی می کنند تا پی ببرند سلولهای خونی جدید در حال توليد هستند و نيز سرطان باز نگشته است .

همچنين نمونه برداری ( Aspiration ) از مغز استخوان ( برداشت مقدار کمی مغز استخوان بايک سوزن جهت معاينه زير ميکروسکوپ ) به پزشکان کمک می کند تابفهمند آيا مغز استخوان جديد خوب کار می کند .

 عوارض جانبی پيوند مغز استخوان چيست ؟

مهمترين عارضه در هردو نوع افزايش استعداد ابتلاء به عفونت و خونريزی می باشد که نتيجه درمان با دوزهای بالای درمانهای ضد سرطان است . بیمارانیکه تحت درمان با BMT قرار می گيرند ممکن است عوارض زود رسی نظير تهوع ، استفراغ ، خستگی ، کاهش اشتها ، زخمهای دهانی ، ريزش مو و واکنشهای پوستی را تجربه کنند . علاوه بر اين بيماران دريافت کننده مغز استخوان ممکن است بهنگام پيوند ، احساس تهوع و استفراغ نموده و در طی 24 ساعت پس از پيوند دچار تب و لرز نشوند .

علائم  ديررس و بالقوه عبارتند از عقيمی ، آب مرواريد ، سرطانهای ثانويه ( جديد ) و عوارضی در کبد ، کليه ها ، ريه ها و يا قلب .

در پيوند مغز استخوان آلوژنيک ، يک عارضه شناخته شده " بيماری پيوند عليه ميزبان "  

( GVHD = Graft versus host disease ) می باشد ، که گاهی بوقوع می پيوندد . GVHD هنگامی اتقاق می افتد که گلبولهای سفيد مغز استخوان فرد دهنده پيوند سلولهای بدن بيمار را بعنوان جسم خارجی تلقی کرده و به آنها حمله می کنند . GVHD عموما با داروهای استروئيد و ساير داروهای تضعيف کننده سيستم ايمنی قابل درمان است . هم اکنون مطالعات زيادی برای يافتن راهی جهت پيشگيری از وقوع GVHD در حال انجام است .

از آنجا که احتمال وقوع و شدت عوارض بانوع درمان بيمار بستگی دارد بايد فرد در صورت بروز مشکل با پزشک خود مشورت نمايد . 

پيوند مغز استخوان آره يا نه ؟!

با همه اين تفاسير پيوند مغز استخوان به نفع تالاسمي هاست يا به خاطر بالا بودن ريسكش به ضرر ماست؟!!!...

نظر بسياري از پزشكها از جمله آقاي دكتر تمدني كه فوق تخصص خون ميباشند اينه كه درصد موفقيت پيوند براي هر بيماري متفاوته و بستگي به توان خود بيمار و شرايط پزشكي اون بيمار داره از جمله ميزان آهن مشكلات قلبي بيمار و... كه هرچه كمتر باشد به نفع پيوند مغز استخوان ميباشد.

من فكر ميكنم كه هر انجام هر كار بزرگي مثل پيوند مغز استخوان علاوه بر لازم داشتن شرايط باليني خوب به كمي ريسك و دل به دريا زدن و يا بهتره بگم دل رو به صاحبش سپردن داره. كه خوشبختانه مائده ي شجاع ما اين كارو كرده و من مطمئنم با شجاعت و ايماني كه داره حتما از بخش پيوند مغز استخوان با پيروزي مرخص خواهد شد.

هر شب براي سلامتي مائده عزيز و همه ي مائده هاي شجاع ديگه كه توي بخشهاي پيوند بستري هستن دعا ميكنم و همه ي شما دوستان خوبم رو هم دعوت ميكنم كه براي اون پرستوهاي اميدوار دعا كنيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:16  توسط بهاره  | 

سلام !

باز هم محرم با رنگ سرخش اومد تا آتیش بزنه به دل های داغ عاشقای حسین.  امیدوارم عزاداری هایی که توی این ماه انجام میشه با در نظر گرفتن محتوی و حقیقت عاشورای حسینی باشه  نه اینکه فقط یک عده دور هم جمع بشن و توی سرو سینه بزنن بی خبر از آنچه که گذشت. گاهی با خودم میگم ای کاش به جای اینهمه تشکیلات و این همه خرج های میلیونی برای ناهار و شام و ... و این همه وقت که واسه دسته روی و سینه زنی و... داره  گذاشته میشه ظاهر رو ساده تر کنن ومحتوی رو غنی کنن. به جای اینکه شب تا سحر بشینیم و بدون اینکه بدونیم چرا هی توی سر خودمون بزنیم یک شب واقعا فکر کنیم که عاشورا یعنی چه؟ 

گاهی با خودم فکر میکنم وقتی امام حسین این عزاداری رو میبینه چه حالی بهش دست میده!!! نمیخوام بگم مراسم عزاداری بده و یا همه ی عزاداری های عاشورا اینطوری نه!

 اما مطمئنم وقتی عزاداری ای  بی محتوی باشه و آدمها فقط بخوان یک شب دوره هم جمع شن و یه چیزهای بی ربطی رو مثله ترانه بخونن و تازه باهاش سینه هم بزنن  جز اتلاف وقت و به هدر دادن سرمایه هیچی نیست.که از این قبیل مراسم هم این اواخر کم نداریم.

 

امیدوارم به جای چشم و هم چشمی های بینه مساجد این محله و اون محله ! به غنی سازی فرهنگ عاشورایی درمراسم عزاداری سالار شهیدان فکر کنیم. شاید بهتر باشه نظر استاد شهید دکتر علی شریعتی رو در اینباره بدونیم:

شهادت :

شهادت در اسلام خود يك اصل است يك حكم مستقل در كنار جهاد ، به هنگاميكه جبهه حق خلع سلاح شده است هنگاميكه دشمن سلطه كامل يافته است حق پرستان بي دفاع مانده اند.

انسانهاي تنها و مسلمان نمي توانند تسليم بشوند.

چون اسلام تنها تسليم در برابر خداوند شدن است.و نميتوانند بجنگند زيرا سلاح ندارند.اينكه راه سوي را بر ميگيرند و آن : مرگ را همچون سلاحي بدست گرفتن و بر فرق خصم كوفتن ،اين فلسفه ي شهادت است. شهادت آشكاركردن حقايقي است كه پنهان ميكنند و انكار و شهيد با مرگ خويش پرده اين فريب را ميدردكه : شهادت دعوتي است به همه ي نسلها و در همه عصرها كه اگرميتواني بميران "جهاد" ، و اگر نميتواني بمير "شهادت"! شهيد با مرگ خويش رسالتي را انجام ميدهد كه مجاهد با ميراندن دشمن شهادت كه رسالت حق پرستان است در عصر نتوانستنها.

شهيد :

شهيد در لغت بمعناي "حاضر" ،"ناظر"،"گواه"و "خبردهنده" ،"راستين و امين" ،و همچنين به معني "نمونه"،"الگو"و"سرمشق" است شهيد انساني است كه با آغاز تصميم خويش و انتخاب خود به شهادت ميرسدهر چند ميان اين تصميم و كشته شدن ماهها و حتي سالها فاصله باشد.شهيد قلب تاريخ است همچنانكه قلب به رگها خون و حيات و زندگي ميدهد ، جامعه اي كه رو به مردن ميرودو تاريخي كه از حيات و جنبش و زايش بازمانده است.

شهيد همچون قلبي به اندام هاي خشك و بي رمق اين جامعه ، خون خويش را ميسازند و به نسل ايمان جديد به خويشتن را ميبخشد. شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن با مرگ خود بر دشمن پيروز ميشود و دشمن را رسوا ميكند.

قيام امام حسين : سه نظريه :

1- نظريه عاميانه كه تحت تاثير بينش صوفيانه و عقايد مسيحيت (شهادت حلاج و عيس) ميگويد حسين (ع) براي كشته شدن قيام كرد تا خود را فداي امت كند و محبان اهل بيت را كه "مشغول كبائرند" در قيانت شفاعت كنند و حتي "سيئاتشان" را به "حسنات" تبديل نمايد و در عالم ذر و صبح ازل با خداوند عهد بست كه لب تشنه شهيد شود، همان نظريه مسيحيت در فلسفه شهادت مسيح كه خودرا  فداي  بشريت كرد تا فرزندان آدم از گناه اوليه بخشوده و به بهشت وارد شودند.

2- نظريه كساني امثال نويسنده " شهيد جاويد" كه رسالت عاشورا را قيام و جهاد براي نابود كردن نظام يزيدي تفسير ميكند و قيام حسين را جهادي شكست خورده ،چون احد يا جنگ امام حسن با معاويه ميشمارد.

3- نظريه سوم كه من بدان معتقدم اينست كه در شهادت ،به محض اخص آن در اسلام يك حكم است بعد از "جهاد" و شهيد هنگامي به ميان مي آيد كه مجاهد شكست خورده است. نمونه هاي آن پيش از قيام امام حسين خانواده عمار ، ياسر و سميه ، و مادر عمار در ابتداي اسلام و همچنين شهادت عمار در جنگ صفين. در اين فرهنگ شهادت مرگي نيست كه  دشمن بر مجاهد تحميل كند شهادت مرگ دلخواهي است كه مجاهد با همه ي آگاهي و منطق و شعور و بيداري و بينايي خويش خود انتخاب ميكند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 11:12  توسط بهاره  |